شير على خان لودى

139

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

آهنگى معيّن پرستش او مىكردند . نام راك و راكنى بر اسامى همان جماعت مقرّر گرديد و اوقات خواندن نيز به همان دستور قرار يافت و باقى از آميزش دوسه راك و راكنى تا شش راك و سى راكنى به هم رسيد و آن را بهارجا گويند ، و بهارجا از حساب و شمار افزون است ، حكم حروف مفرده دارد كه بعد از تركيب به انواع لغات تكلّم توان نمود . اين آميزش و تركيب از تصرّفات حضرت انسان است . و بعضى گويند كه تعداد بهارجا به موجب خبر اوستادان دكن ، چهل و نه هزار است . مؤلّف اين مجموعه را اكثرى از بهارجاهاى مشهور و غير مشهور در خاطر بود ، و ليكن در تحرير اسامى آنها چندان فايده‌اى ننمود ، چه ظاهر است كه از نام تنها هيچ صاحب شوقى بهره نگيرد و سامعهء اهل درد از استماع آن استمتاع نپذيرد ، لهذا به تحرير اسامى راك و راكنى اصلى كه در اين مقام ناگزير افتاد ، اكتفا نمود ، و اسامى شش راك اين است : اوّل بهيرون ، دوم مالكوس ، سيم هندول ، چهارم ديپك ، پنجم سرى راك ، ششم ميكهه راك . چون در اسامى راكنيها روايات متنوّعه است ، بدانچه ممتاز يك طايفه بود ، مىپردازد : اسامى راكنيهاى بهيرون : اوّل بهيروى ، دوم مالسرى ، سيم نت ناراين ، چهارم پت منجرى ، پنجم للت . اسامى راكنيهاى مالكوس : اوّل مالى كورا ، دوم كهبناوتى ، سيم مارو ، چهارم رامكلى ، پنجم كن‌كلى . اسامى راكنيهاى هندول : اوّل بلادل ، دوم تووى ، سيم ديك كهله ، چهارم كندهار ، پنجم مدماده . اسامى راكنيهاى ديپك : اوّل دهناسرى ، دوم كليان ، سيم پوريا ، چهارم كدارا ، پنجم ديسى . اسامى راكنيهاى سرى راك : اوّل كورى ، دوم ككب ، سيم بيم ، چهارم كوجرى ، پنجم اساورى . اسامى [ راكنيهاى ] ميكهه راك : اوّل سده ملار ، دوم كامودى ، سيم بنكال ، چهارم كوند ، پنجم مكود . و پسران بسيار به آنها نسبت كنند ؛ مادهونل كه يكى از ثقات اين فن بود ، بر آن رفته كه هر راكى پنج راكنى و شصت پسر دارد ، چنانچه شيخ عالم در رسالهء تأليف خود كه موسوم به مادهونل ساخته به تفصيل ذكر نموده است . و به‌طور اين جماعت هفت سر است كه آن را سبت‌سر گويند ، و گويند در نوع بشر هيچيك از متقدّمين و متأخّرين زياده از سه سر نخوانده و باقى چهار سر خاصّهء ديوان است . و در اين هفت سر ، مقامات است كه آن را كرام گويند . امّا در انتقال راك از ديوان به انسان دو روايت است ، طايفه‌اى گويند كه در ايّام پيشين ،